کوچینگ همراهی مربی با نوجوان است که در قالب رابطه دوطرفه کمک میکند نوجوان سریع تر و آسان تر به اهدافش برسد.
از آنجا که هر نوجوانی با ذهنی پر از ایده و آرزو در مورد آینده، سوال و ابهامی در مورد خودش، نگرانی و ترس در مورد مسیرش، چالش و اختلاف با خانواده و مدرسه و دوستانش و وسوسهها و هیجانات گوناگون در زمینههای مختلف است؛ نیاز به شخصی دارد که مانند دوستش بدون ترس از قضاوت، پیش داوری، نصیحت و مقایسه بتواند گفتگو کند.
بنابراین کوچ همان دوستی هست که به جای سخنرانی و نسخه دادن با گوش دادن موثر، سوالات قدرتمند و بازخورد دادن به نوجوان کمک میکند نسبت به چالش و مسأله اش آگاهی بیشتری پیدا کند.
وقتی آخر جلسه معارفه تو کافهای که خود نوجوان دوست داشت ازش پرسیدم دلیل انتخابت برای کوچینگ چی هست؟ خودش رو جمعوجور کرد یه قلوپ آب خورد و با صدای لرزان گفت : من همیشه می ترسیدم که با وجود شرایط رفاهی خوبی که الان پدر و مادرم برایم مهیا کردند در بزرگسالی کارتن خواب بشم، ولی الان متوجه شدم که ترس از کارتن خوابی اتفاقاً همون عاملی هست که دست و پای من رو قفل کرده و روزهامو خراب کرده و انرژی منو داره میخوره ، چیزی که من نیاز دارم آینده الهام بخش و یه کارت پستال زیبا از آینده ام بود که به من انرژی، خلاقیت و انگیزه بده.
بنابراین در فرآیند کوچینگ همزمان با بالارفتن آگاهی نوجوان، دریچههای جدیدی از راهحلها برایش باز میشود و حالا پاسخ به این سوال ساده است که چرا راهحلی که نوجوان خودش به واسطه آگاهی بیشتر نه بخاطر نصیحت و نسخه دادن ، انتخاب میکند ، قدرت اجرا و اثرگذاری بیشتری دارد!
عموماً آنچه خودمان کشف میکنیم، انتخاب میکنیم و به زبان میآوریم برای ما تعهدآور تر است. مانند زمانی که کسی به نوجوان میگوید«مدت زمانی که برای بازیهای ویدیویی صرف میکنه خیلی زیاد است ، همهاش سرت تو گوشیه، » نسبت به زمانی که خود نوجوان متوجه بشه که یکی از دلایلی که نمیتواند به اهدافش برسه کاهش انرژیاش بخاطر بازی ویدیویی است ، میزان انگیزه بخشی متفاوتی در تغییر رفتار نوجوان دارد.
در دوران نوجوانی که زمان پیدا کردن هویت خودشان هستند همراهی یک کوچ کمک می کند تا نوجوان به جای الگوبرداری کورکورانه از فضای مجازی، گروه های موسیقی یا دیگر همسالانشان، آگاهانه هویت مستقل و منحصر فرد خودشان را پیدا کنند.
سرفصلهای آموزشی که عمدتا در کلاسهای گروهی به صورت از قبل آماده و تعریف شده است، در کوچینگ خصوصی بر اساس اولویت بندی نیازهای نوجوان و با تعینسطح تعریف میشود.
همچنین در فرآیند کوچینگ خصوصی انتخاب روش یادگیری موثر و بر اساس شخصیت نوجوان سرعت و عمق یادگیری را بیشتر میکند و بی گیری و پشتیبانی بیشتری انجام می شود.
بنابراین به خاطر درگیری بالای مربی در این فرآیند نسبت به مدلهای گروهی اثر بخشی بیشتری دارد.
بنابراین شرایط حال حاضر نوجوان و آینده مطلوب او، مختص خود نوجوان است و با هر شخص دیگری، شرایطی متفاوت دارد. در کوچینگ خصوصی ارزیابی ها و برنامه مداخله و تسهیلگری سفارشی شده طراحی می شود و از قدرت انعطاف و تطبیق پذیری بیشتری نسبت به روشهای گروهی برخودار است. هم چنین ،نوجوان فرصت و اعتمادبهنفس بیشتری برای طرح چالش ها، سوالات و دغدغههای ذهنی خود در جنبه های بیشتری از زندگی را دارد.
بارها چالشها و سوالاتی نوجوانان مطرح کردهاند که حتی والدین از وجود آنها اطلاع نداشتند یا به کمیت و کیفیت آن آگاهی کامل نداشتند.
در کوچینگ توسعه فردی تمرکز روی مهارتهای اجرایی نوجوان و عادتهایی است که نوجوان برای رسیدن به اهدافش به آنها نیاز دارد.
زمانی نوجوان توسعه فردی پیدا میکند که مهارتهای لازم برای رسیدن به اهدافش را آموزش ببیند، آنها را به کار بگیرد و در اجرای آنها استمرار داشته باشد تا به عادت تبدیل شود.
مسیر کوچینگ توسعه فردی نوجوان از آگاهی دادن شروع می شود، آگاهی تبدیل به بینش و درک می شود. بینش و درک، چرایی عمیق برای بکارگیری آموزشها به نوجوان می دهد و با همراهی و پشتیبانی کوچینگ استمرار پیدا می کند و تکرار مهارتها، آن را تبدیل به عادت میکند.
بعنوان مثال وقتی نوجوان به چرایی عمیق مهارت برنامه ریزی برسد و روش صحیح و تکنیک های آن را در محیطی دوستانه یادبگیرد، اشتیاق درونی برای به کارگیری برنامه ریزی پیدا می کند و همچنان با همراهی و انگیزه بخشی کوچ برای برنامه ریزی، تکرار و استمرار پیدا می کند، چرا که کوچ به نوجوان بازخورد سازنده برای رفع ایرادات و گذر از موانع برنامه ریزی به او می دهد واین تکرار و استمرار است که نوجوان را سریع تر به سمت عادت برنامه ریزی می رساند.
سرعت رشد مهارتهای اجرایی در دوران نوجوانی به حد قابل قبولی می رسد و مغز با توجه به میزان استفاده نوجوان از این مهارتها تصمیم میگیرد که آنهارا تبدیل به عادت کند یا طبق قاعده پژوهشگران موسسه ملی سلامت روان؛ National Institute of Mental Health اگر استفاده نکنند از دست خواهند داد .
در نتیجه آنچه نوجوان از یک لایف استایل موفق و خودساخته نیاز دارد کاملا شخصی سازی شده و آجر به آجر با همراهی کوچ و نوجوان ساخته میشود.
در این جلسه کوچ به نوجوان توضیح می دهد که کوچینگ چیست؟ چه تفاوتی با روشهای مشاوره و روانشناسی دارد ؟ چه مسیری را به چه شکلی قرار هست پیش برویم. در نهایت این نوجوان هست که باید انتخاب کند آیا این روش را دوست دارد یا خیر؟ آیا این روش مهارتآموزی را می پسند یا خیر آیا اصلاً کوچ را بعنوان مربی، پایه و رفیق خود انتخاب می کند یا خیر؟ آنچه کوچینگ را و نتایج آن را از دیگر روشهای استاد-شاگردی و یک طرفه متفاوت می کند، پایه و ریشه آن در همین رابطه دو طرفه است.
این تجربه را اکثر والدین داشته اند که یک موضوعی را از نوجوان خواسته اند و هم مفید بوده و هم درست، و نوجوان به دلایل مختلی یا از انجام آن سرباز زده یا اهمال کاری کرده یا فراموش کرده در صورتی که درخواستهای دوستش را با اهتمام و تلاش بیشتری اجابت می کند. یکی از مهمترین دلایل آن وجود رابطه دو طرفه بین رابطههای دوستانه نوجوان است.
برای جلسه صفر والدین می توانند به نوجوان پیشنهاد دهند که: قرار است با یک کوچ صحبت کنی.تخصص کوچ با مشاور و روانشناس متفاوت هست. کوچ یعنی مربی مثل مربیگری در ورزش. کار کوچ این هست که بهت کمک میکنه به چیزهایی که در زندگی دوست داری و اهدافت سریعتر و آسانتر برسی. آدمها تو هر سنی اگه همراه و پایه داشته باشند نسبت به زمانی که می خواهند یک مسیر رو به تنهایی طی کنند، موفق تر هستند. کوچ؛ معلم ، مشاور یا استاد تو نیست! کوچ مثل دوست و همراه توست.
برای اینکه در مسیر توانمندسازی نوجوان تمرکز داشته باشیم و همین تمرکز است که هم به نوجوان انگیزه ادامه دادن میدهد و هم همراهی کوچ را موثر و نتیجه بخش میکند؛ نیاز است وضعیت فعلی نوجوان ارزیابی و شفاف شود.
بعنوان مثال با تست های استاندارد و از قبل آماده شده، مهارت روابط اجتماعی نوجوان سنجیده میشود و به عنوان داده های تکمیلی، همراه نوجوان در یک موقعیت اجتماعی مهارتهای او را مشاهده میکنیم و بنابراین شناخت دقیق و کامل تری از وضعیت فعلی مهارتهای نوجوان خواهیم داشت.
گاهی نوجوانها نسبت به سطح و میزان توانمندیهای خود خطای شناختی دارند، یعنی یا فکر میکنند در آن مهارت بهتر هستند در صورتی که واقعا اینطور نیست یا فکر میکنند در آن مهارت خوب نیستند و واقعا اینطور نیست.
در فرآیند کوچینگ موقعیتهایی طراحی میشود که نوجوان با این واقعیت روبهرو میشود که سطح مهارت هدفش در واقعیت به چه میزان است.
پیدا کردن و طراحی این موقعیتها نیاز به جستجو و زمان و انرژی دارد و در دنیای پرسرعت امروز و با دغدغههای والدین، این ارزیابی بصورت تخصصی توسط کوچ انجام میشود.
یکی از صلاحیت های کوچ طبق استاندارد فدراسیون بین الملی کو چینگ ICF این است که کوچ باید در خدمت مراجع باشد.
در حالتی ممکن است نوجوان هیچ هدفی نداشته باشد. بنابراین کوچ با استفاده از ابزارهای خود، در این مرحله به یک هدف توافقی با نوجوان میرسد. این اهداف میتواند در مسیر تحصیلی، مسیر شغلی، روابط اجتماعی، شهرت، ثروت و موفقیت و… باشد.
متداول است که والدین طبق تلاشها و تجربیات قبلی خود می گویند: فرزند نوجوان ما هدفی ندارد ؛در صورتی که وقتی کوچ از ابزارهای خود استفاده می کند و یک رابطه صمیمانه، همراه با گفتگوی بدون قضاوت و گوش شنوا را با نوجوان پیش می برد متوجه می شویم که اتفاقاً نوجوان هدف دارد. نکته این است که با والدین خود به اشتراک نمیگذارد و این یکی دیگر از تاثیرات ارزشمند کوچینگ است که به مانند آینه، نوجوان خود را از بیرون می بیند و پازلهای بهم ریخته ذهن خود را میتواند مرتب کند و یک تصویر الهام بخش از هدفش داشته باشد.
با ترسیم آینده الهام بخش و استانداردسازی اهداف نوجوان از سردرگمی خارج میشود و تلاشهای از این شاخه به آن شاخه بیهوده و منفعلانهاش کاهش پیدا میکند.
به این آگاهی میرسد که زندگیاش مانند اسب چموشی است که اگر آن را زین نکند و افسار نبندد، خود را باید بازیچه سرونوشت و قربانی چموشیهای این اسب بداند.
نوجوان برای رسیدن به هدف نیاز به یکسری از مهارتها دارد. این مهارتها تحت عنوان مهارتهای اجرای که قبلا توضیح آن آمده است اولویت بندی می شود. منظور از اولویت بندی این است که کدام یک از این مهارتها در برنامه آموزشی کوچینگ قرار بگیرد تا نوجوان سریع تر به اهداف استاندارد توافقی مرحله قبل می رسد؟ کدام یک از این مهارتها برای نوجوان ترمز و سرعت گیر شده است. کدام یک از مهارتهای نوجوان قویتر است و میتوانیم با کمک آن مسیر رسیدن به اهداف استاندارد و توافقی را راحتتر پیش ببریم.
مثلا نوجوانی که میتواند بازیهای ویدیویی را بسرعت یادبگیرد و درآن رشد کند یعنی مهارت تمرکز و حافظه کاری خوبی دارد و میتوانیم از این مهارتها در مسیر اهدافش به خوبی استفاده کنیم.
بنابراین آموزش از طریق کوچینگ سریع و اثربخشتر نسبت به دیگر روشها است. فرض کنید دوست صمیمی شما مهارتی که نیاز دارید تا به هدف مطلوب خود برسید را مرحله به مرحله به شما آموزش می دهد. همانطور که اکثر نوجوانان دروس مدرسه را از همکلاسی خود سریع تر و بهتر یاد میگیرد.
در این مرحله علاوه بر مهارتهای اجرایی، آموزشهای تکمیلی هم دراختیار نوجوان قرار داده می شود. مثلاً نوجوانی که به برنامه نویسی کامپوتر علاقه دارد، منابع و دوره های مرتبط را در اختیارش قرار می دهیم .
بنابراین در مرحله آموزش، کوچ 2 نوع حمایت از نوجوان می کند . حمایت اول آموزش جدیدترین متدهای مربوط به حوزه های مهارتهای اجرایی نوجوان به صورت سفارشی بر اساس اهداف نوجوان و نه بصورت سرفصلهای آماده و حمایت دوم در اختیار قرار دادن آموزشهای تکمیلی در زمینه مورد علاقه نوجوان.
بخشی از این حمایت ها به خاطر ورود کوچ به عنوان نفر سوم در رابط والدین با نوجوان ایجاد می شود. مخصوصا زمانی که رابطه نوجوان با والدین دچار اختلال است. کوچ با در جریان گذاشتن دغدغدها ، ذهنیت، احساس و نظرات والدین و نوجوان به یکدیگر رابطه را شفاف تر و سوءتفاهمات را بهبود میدهد . گاهی با ایجاد جلسات مشترک و مدیریت گفتگوها فرصت رابطه سازی نوجوان و الدین و تجربه مکالمات موفق، بدون دعوا و همراه با نتیجهگیری را تسهیل می کند. بخش دیگری از حمایت های محیطی مربوط به مشوق ها و انگیزه های بیرونی برای نوجوان است.
علاوه بر انگیزهی درونی که حاصل از اشتیاق درونی و چرایی انجام اتکالیف در نظر نوجوان است. مشوق های کلامی و غیرکلامی ، پاداشهای مادی و غیرمادی ، انجام فعالیت های تفریحی و سرگرم کننده توسط کوچ به نوجوان انگیزه و اعتماد به نفس در راه رسیدن به اهدافش می دهد.
اینکه نوجوان بداند در کنارش فردی هست که به او ایمان دارد و در مسیر رسیدن به اهدافش همراهیاش میکند استمرار و ثبات قدم بیشتری خواهد داشت. همه ما میدانیم که نتایج در پی اقدامات به دست میآید و هر چه اقدامات بیشتر و گام برداشتن در مسیر بیشتر نتایج هم بیشتر.
نوجوان مانند گوله برفی است که نیاز دارد از بالای کوه به حرکت در بیاید، همیشه در ابتدای مسیر حرکت کند و سخت و ناامید کننده و کسل کننده است ولی با حمایت و ادامه دادن و دیدن نتایج تبدیل به بهمن پرسرعتی خواهد شد.
بخشی از این ارزیابیها توسط کوچ ، بخشی توسط والدین و بخشی توسط خود نوجوان انجام می شود. از آنجایی که کوچ نوجوان را از بیرون می بیند هر زمان که هر کدام از این ۴ مرحله نیاز به اصلاح یا توسعه داشته باشد وارد مداخله می شود. مانند مربی فوتبال که از بیرون بازی فوتبالیستها رو تماشا میکند ارزیابی میکند و تاکتیکها را در صورت نیاز تغییر میدهد.
والدین از طریق گزارشات مکتوب و شفاهی در جریان فرآیند کوچینگ قرار می گیرند و هر هفته نوجوان با ارزیابی روند خود به نقاط کور خود آگاه می شود و باعث تقویت مهارت خود ارزیابی اش می گردد.
همچنین کوچ در طول فرآیند کوچینگ با پیگیری برنامه ها و پشتیبانی از نوجوان تعهد و انگیزه نوجوان را حفظ می کند. آیا برنامههای توافقی به درستی پیش میرود؟ چه موانعی باعث اهمال کاری شده؟ آیا اهداف تعریف شده متناسب با ارزیابی و شناخت ها هست؟ آیا حمایت های درونی و بیرونی برای نوجوان انگیزاننده هست؟ آیا منابع کافی و آموزشها به خوبی انتقال داده شده است؟
یکی از تاثیرات مهم ارزیابی زمانی است که کوچ تسلط نوجوان را در بهبود مهارت هدف ببیند، بنابراین گام به گام حمایت ها کاسته می شود تا خود نوجوان به استقلال در استفاده از مهارت برسد و مهارت هدف بعدی اضافه می شود.
کوچ از روشها و ابزارهای متفاوتی مانند جداول، نمودارها و… برای ارزیابی فرآیند کوچینگ استفاده می کند. یکی از مهم ترین روش ها، مشاهده نوجوان هنگام استفاده از مهارت در موقعیت واقعی است.
کوچینگ خصوصی VIP سرمایهگذاری برای آینده درخشان فرزندتان